تاریخ انتشار: 1395/9/12 19:2     /     کد خبر : 2335     /     دسته خبر : نیم نگاه
سخن نیوز:آمار سرقت خودروها روز به روز افزایش می یافت، کارآگاهان کلانتری نزدیک به یک ماه بود که هر روز با یک فقره جدید پرونده
اخبار ارسالی از این معاونت در تاریخ 11 آذر حاوی یک داستان کوتاه و نظریه کارشناسی می باشد، که به اشتباه بصورت یک گزارش خبری توسط تعدادی از رسانه ها درج گردیده است. خواهشمند است با توجه به حساسیت های موجود نسبت به اصلاح آن اقدام فرمایید.
داستان کوتاه اما واقعی : خاله شهلا و زیرکی کارآگاه پلیس
کارآگاه زیرک پلیس آگاهی بالاخره دست " خاله شهلا " پیرزن کلاهبردار و پسر سارقش را رو کرد.
سخن نیوز:آمار سرقت خودروها روز به روز افزایش می یافت، کارآگاهان کلانتری نزدیک به یک ماه بود که هر روز با یک فقره جدید پرونده سرقت خودرو مواجه می شدند. خودروهایی که سرقت شده و تنها دو یا سه روز بعد توسط خود مالباختگان پیدا می شدند، افسران گشت کلانتری ها از این وضعیت به ویژه از نارضایتی شهروندان و مسئولان به شدت در فشار بودند.
ظاهرا وقوع سرقت های سریالی تبدیل به معمای بزرگی شده بود، که حل آن به سادگی و از سوی هرکسی ممکن نبود، این بود که سرگرد بابایی از آگاهی ماموریت یافت تا این گره کور را باز کند.
بابایی با نگاه به چندین فقره پرونده سرقت رخدادی خودروها، در مدت معین تنها چیزی که دستگیرش شده بود، این بود که بیش از 90 درصد خودروهای سرقتی از سه تا 7 روز پس از سرقت توسط مالباخته ها کشف شدند.
وی تصمیم گرفت، با تعدادی از این مالباخته ها در خصوص نحوه سرقت و کشف خودروها مصاحبه ای داشته باشد، طی صحبتی که با تعدادی از این افراد داشت، فهمید که همه مالباخته ها خودروهای خود را بدون کمک پلیس و با کمک زن فالگیری معروف به" خاله شهلا " کشف کردند.
مالباخته ها در اظهارات خود عنوان داشتند، خاله شهلا با تاله بینی و فال گیری و همچنین مختصری دعا در قبال دریافت مبلغ قابل ملاحظه ای جای خودروهای سرقتی را در مدتی کمتر از 24 ساعت به آنها اطلاع داده و تاکنون مگر تعداد اندکی که به قول شهلا خاله در کارشان گره کوری است، که هیچ کس قادر به بازگشایی آن نیست، کسی دست خالی از محضرش برنگشته است.
این موضوعی بود، که با عقل کارآگاه بابایی و همکاران وی جور در نمی آمد، بابایی کنجکاو شد تا سری به در خانه شهلا خاله زده و بصورت نا محسوس و حرفه ای مصاحبه ای با وی داشته باشد.
کارآگاه پلیس با یکی از همکارانش با طرح یک صحنه ساختگی سرقت خودرو، نزد خاله شهلا رفته و فهمیدند که خاله شهلا ضمن تایید سرقت خودروی آنها حتی در قبال دریافت مبلغ قابل ملاحظه ای نتوانسته آدرسی به آنها بدهد.
خاله شهلا در کمال تعجب، اظهار بی اطلاعی کرده و در خوشبینانه ترین حالت سرقت خودروی آنها را به بهانه هایی جزء 10درصد سرقت هایی که اصلا به هیچ وجه کشف نمی شوند و یا به قول خود گره کور دارند، قرار داده است.
این موضوع علاوه بر تعجب و شگفتی کارآگاه خبره و با تجربه، بر شک بابایی در حیله گری و حقه بازی این پیرزن، افزود: بابایی در حالی که هیجان تمام وجودش را گرفته بود، دست بردار نبود، وی به تحقیقاتش در مورد سرقت خودرو و همچنین تاریخچه زندگی خانوادگی و مهارت های شغلی این پیرزن ادامه داد.
این کارآگاه پلیس در نهایت فهمید که خاله شهلا پسر شروری داشته، که چندین فقره سابقه شرارت و سرقت داشته و در بسیاری از موارد نیز توسط پلیس دستگیر شده است.
این بار بابایی به جای این پیرزن، پسر وی را به صورت نامحسوس برای مدت یک هفته مورد تعقیب ومراقبت قرار داد، بابایی در کمال ناباوری متوجه شد، که پسر این پیرزن فالگیر همچنان به ارتکاب جرم ادامه می دهد، اما این بار به جای شرارت و درگیری فقط به سرقت خودروها می پردازد.
این سارق در حالی که آدرس خودروهای مسروقه را به مادر خود اطلاع می دهد، آنها را در گوشه ای از شهر رها کرده و در نهایت به کمک تعدادی از اطرافیان خود مالباخته ها را با تبلیغات اینکه پیرزنی بنام خاله شهلا با شیوه ای خاص قادر به پیدا کردن مکان خودروی شماست، به سمت مادر خود هدایت می کند.
مادرش نیز در قبال دریافت مبلغ هنگفتی آدرس خودرو را به مالباخته گفته و اینگونه خودروهای مسروقه توسط شخص مالباخته کشف می شوند. اینگونه بود، که کارآگاه بابایی دست این پیرزن کلاهبردار و پسرش را رو کرد و در نهایت یک باند حرفه ای سرقت خودرو و اخاذی از مردم شناسایی و منهدم شد.
نظر کارشناسی:
تبلیغات در جامعه فعلی برای رسیدن به هر هدفی نقش مهمی را بازی می کند، شما با تبلیغات مناسب و موثر می توانید هر جنسی را که بخواهید به مردم فروخته و سود سرشاری را کسب کنید.
یا زمانی با تبلیغات زیاد و شایعه پراکنی می شود، اقدامات عجیب و غریبی کرد که با ذهن افراد همخوانی ندارد، شایعه پراکنی به ویژه وقتی که با باورها و اعتقادات مردم همخوانی داشته یا از دل هنجارهای شهروندان گرفته شود، غیر قابل تغییر است.
این اقدامات افراد را از خردگرایی برحذر داشته، بنابراین از تاثیرگزاری بسیار شدیدی برخوردار خواهد بود. بسیارند افرادی که این چنین در جوامع ما ارتزاق می کنند.
تبلیغات و شایعه پراکنی در حال حاضر در مرحله جنگ نرم از سوی رسانه های ماهواره ای با پخش فیلم هایی که گاهاً صبغه مذهبی داشته و یا رنگ و بوی اجتماعی دارند، اما عملا با فرهنگ و ارزش های جامعه ما مخالف هستند، زمینه انحراف شهروندان ما را مهیا می کنند.
این اقدامات متاسفانه بعضا ضربات سختی را بر جامعه ما وارد می کنند، با تبلیغات می توان به جای غذا سم به خورد مردم داده و یا حتی فرهنگ جامعه را تغییر داده و مردم را بر علیه حکومت ها حرکت داد.
تهیه و تنظیم: سروان قاسم گرجی معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان بهشهر
نیم نگاه سخن نیوز به مطلب آن
سخن نیوز: /رکنی/ از اینکه برخی از پایگاه های خبری از مطلب فوق بعنوان خبر استفاده کردند ،فعلا قصد ورود به آن مباحث را ندارم ، بلکه سخنم به نوع پرداخت موضوع آن می باشد . البته از سروان گرجی بخاطر نیم نگاه نگارنده پوزش می طلبم .
عنوان خاله شهلا و زیرکی کارآگاه پلیس برای انتخاب اسم داستانک بسیار زیبا و جذاب است . اما در پرداخت موضوع در قالب داستان اصول داستان نویسی رعایت نشده است .
گرچه نوشتن داستانک بخاطر محدودیت در بکارگیری کلمات نسبت به داستان کوتاه و رمان کار بسیار سختی است . زیرا در داستان کوتاه ، نویسنده با بکارگیری 2500- 10000 کلمه دربدنه داستان قدرت مانور بیشتری دارد ، یا نویسنده رمان بخاطر داشتن خلاقیت های ذهنی پویا آزادانه در بسط دادن شکل داستانی خود آزادانه می تواند قلم را روی کاغذها به رقص آورد. نمونه بارز آن گاها یک عنوان رمان از یک نویسنده را در چندین جلد شاهد هستیم .
اما نویسنده داستان در هر قالبی داستانک ، داستان کوتاه و رمان بایستی به اصول و یا ارکان اصلی آن توجه ویژه داشته باشد . گرچه در رمان به تمامی ارکان آن ولی در داستانک با حذف دو، سه مورد آن می توان داستان نویسی کرد.
ارکان اصلی داستان یا عناصر داستان در اصل همان سازه های داستان می باشند. در احداث یک بنای ساختمانی ابزار و امکانات ، زمان و مکان ، نیروی انسانی ، طرح، فکر و اندیشه، مقاومت ، دور اندیشی ، پول، موقعیت اجتماعی ، موقعیت جغرافیایی، موقعیت فرهنگی و ...بستگی دارد، در خلق یک داستانک هم عناصری چون موضوع ، پیرنگ یا طرح ،درونمایه ، زمینه، تضاد یا کشمکش ، شخصیت یاکاراکتر، زاویه دید ، دیالوگ ومونولوگ در شروع و اوج و پایان داستانک ضروری است .
به اختصار در خصوص عناصر اصلی داستان اشاره می کنم . موضوع ممکن است از منظر فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی، روی مفاهیم جنگ ، فقر، ترس ،مرگ ، مرگ و...
طرح همان ایده و یا شکل قفل و بست کردن چیدمان داستانک در جهت رساندن تم یا پیام اصلی داستان ، درونمایه همان تم یا پیام اصلی داستانک که خواننده با خواندن داستانک به آن پی می برد ، زمینه باز کردن موقعیت ها از لحاظ زمانی و مکانی در جهت شخصیت پردازی درست ، تضاد یا کشمکش همان اوج داستانک و یا نقطه حساس برای تصمیم گیری ادامه روند داستانک ، شخصیت یا کاراکتر همان پرداخت رزومه رفتاری خاله شهلا و پلیس در داستان فوق به نوعی شخصیت پردازی منطقی در راستای پیوستگی داستانک ، زاویه دید همان نگاه نویسنده از دریچه ورود سوم شخص یعنی زاویه دید از بالا یا از زبان اول شخص، دیالوگ یعنی حرف های کاراکترها باهم مونولوگ یعنی حرف یک شخصیت در تنهایی خویش .
سخن آخر اینکه در مطالب بالا متن نه در قالب داستانی مطرح شده است ، نه در قالب خبری ، بلکه بصورت ادغامی آنهم گرایش بیشتر به سمت خبری تنظیم شده است . مهمتر اینکه داستانک دستپخت ذهنی نویسنده است ، بکارگیری اسامی واقعی چون سرگرد بابایی خوشایند نیست .
در خاتمه نویسندگان نامی داستان های کوتاه جهت مطالعه بیشتر برای سروان گرجی اشاره می کنم.
آنتوان چخوف/ ارنست همینگوی/ ادکار آلن پو/ ساموئل بکت/ او. هنری/ سرآرتورکنان دوبل/نیکلای گوگول/گی دوموپاسان/ ریموندکارور/جروم دیویدسالینجر/خورخه لوئیس بورخس
1404/1/6 23:59
1403/5/25 9:33
1403/2/5 17:23
1403/1/17 10:21
1402/8/8 23:38
1403/6/19 16:59
1402/11/22 21:49
1402/5/31 20:56
1401/12/17 9:39
1401/12/6 9:14
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
نام *
ایمیل *
وبلاگ
دیدگاه
سخن سردبیر
سخن تازه
سخن داغ
شهرهای شمالی
گوناگون
ادبیات
نیم نگاه
دلمشغولی ها
خواب ننه آقا
بسته خبری
دلنوشته ها
سرگرمی ها